آنچه در این مقاله به عنوان مساله ی
اصلی مطرح می شود طرح ایده ی جدیدی در رابطه مشارکت بخش خصوصی خودرو سازی
در طرح تعویض خودروهای فرسوده می باشد. در ابتدای بحث از ضرورت این مساله و دلایل
آن بحث می کنم. سپس در مورد چگونگی اجرای این طرح روشهایی را ارایه خواهم کرد.
اولین دلیل و شاید مهمترین دلیل
در رابطه با این طرح تعداد زیاد خودروهای فرسوده در کشور است. طبق قانون در طرح
نوسازی خودروهای فرسوده باید 2میلیون خودرو تعویض می شد که تا کنون حدود 700 هزار
خودرو در این طرح شرکت کرده اند و 1.3 میلیون خودروی دیگر باقی مانده است. به بیان
دیگر این طرح به اندازه ی 35٪ یا تقریبا یک سوم به اهداف خود رسیده است. حال مساله
ی اصلی اینجاست که با خودروهای باقیمانده چه باید کرد؟ بدیهی است که با روند فعلی و سرعت خودرو سازان
دولتی در این راه باید سالهای سال منتظر ماند تا شاهد تعویض خودروهای فرسوده بود.
ضمن اینکه تعداد خودروهای فرسوده ثابت نمی ماند و با گذشت زمان خودروهای بیشتری
فرسوده شده و به تعداد خودروهای فرسوده اضافه می شود.
دلیل دوم رونق اقتصادی است که این طرح ایجاد می کند. خودرو سازان به علت
مرتبط بودن با بخش های قبلی زنجیره ی صنعت خود که قطعه سازان هم بخشی از آن می
باشند باعث رونق کسب و کار سایر بخشهای اقتصادی هم می شوند.
دلیل سوم خالی بودن ظرفیت بسیاری از مراکز اسقاط است. به طوری که بعضی از
مراکز با 5٪ ظرفیت اسمی خود کار می کنند. بنابراین این طرح باعث رونق کسب و کار
این گروه هم خواهد شد.
دلیل چهارم این ایده بر اشتغال
زایی فراوان آن استوار است. همانطور که مشاهده می شود با انجام این طرح رونق کسب و
کار مثل یک دومینو به بخشهای مختلف اقتصادی می رسد. در گام اول مراکز اسقاط رونق می
یابند. در مرحله ی بعد بواسطه ی تقاضای ایجاد شده برای شرکتهای خودرو سازی تقاضای ساخت قطعه به شرکت
های قطعه سازی می رسد و این شرکتها هم تولید
خود را افزایش می دهند . در مرحله ی بعد شرکت های خودرو سازی تولید خود را افزایش
خواهند داد. کاملا واضح و مسلم است که رونق کسب و کار باعث می شود کارگران این
مجموعه ها به کار خود بازگردند و در صورت کمبود نیروی کار ، تقاضای نیروی کار باعث
ایجاد اشتغال و افزایش تعداد شاغلین این صنعت خواهند شد.
دلیل پنجم آلودگی هواست که عامل اصلی آن خودروهای فرسوده است. بر طبق
آمار سازمان محیط زیست هر خودروی فرسوده 30 برابر یک خودروی معمولی آلودگی
دارد. همچنین طبق طرحی که از سوی این
سازمان به دولت ارایه شده است قرار است که از تردد خودروهای مدل قبل از 82 در
تهران و بعضی از شهرهای بزرگ جلوگیری به عمل آید. در حالی که به نظر کارشناسان اگر
طرح نوسازی و تعویض خودروهای فرسوده به طور جدی دنبال شود می توان به کاهش آلودگی
هوا امیدوار بود. همچنین آلودگی هوا فقط در تهران و برخی از شهرهای بزرگ دیده می
شود در حالی که در شهرهای کوچک این پدیده احساس نمیشود.
البته دلایل مثبت دیگر اجتماعی و فرهنگی هم برای این قضیه وجود دارد که
برای جلوگیری از اطاله ی کلام از این مبحث عبور می کنیم.
در رابطه با اجرای طرح با 3 گروه از شرکت های خودرو سازی خصوصی مواجه
هستیم :
گروه اول شرکتهایی هستند که عموما در حال حاضر مشغول به تولید بوده ولی
این تولید بالنسبه پایین است. این گروه شامل شرکتهای؛ گروه خودرو سازی بهمن ،
گروه خودرو سازی کرمان ، سناباد خودرو توس و دیار خودرو می باشد.
گروه دوم شامل شرکتهایی است که تولید نداشته و خط تولید آنها تعطیل است
که شامل شرکت های زاگرس خودرو ، مرتب خودرو و کیش خودرو است.
گروه سوم شامل شرکت هایی است که علاوه بر آنکه خطوط تولید آنها تعطیل
بوده ؛ تعهدات معوقه هم دارند. این گروه شامل شرکتهای تاپکو و بن رو می شود. شرکت
تاپکو تعهدات معوقه بسیاری دارد که بعضی از شاکیان این شرکت 3 سال است منتظر
دریافت خودروی خود هستند در حالی که پول خود را تماما پرداخت کرده اند. می توان
گفت شرکت تاپکو بحرانی ترین شرکت خودروسازی کشور است که سریعا باید نسبت به انجام
تعهدات معوقه ی آن اقدام شود. این وضعیت
به حدی جدی و حاد است که بخش خبری 20:30 در مورد آن گزارشی را پخش کرده است.
حال بعد از تقسیم بندی شرکت ها ؛ شرکت های گروه اول به راحتی وارد مقوله
ی نوسازی خودروهای فرسوده شده و روند اجرای طرح تعویض را سرعت می بخشند. شرکتهای
گروه 2 در صورت عدم داشتن مشکل وارد تولید شده و در صورتی که مشکلی داشتند با
هماهنگی دولت و مجموعه ی وزارت صنایع مشکل را رفع و تولید خود را شروع می کنند.
همچنین در مورد زاگرس خودرو باید گفت که
این شرکت حدود 2 سال است تولید نداشته و بیش از 1.5 سال است که سهام آن توسط پارس
خودرو خریده شده ولی هنوز اقدام عملی در راستای تولید در شرکت انجام نشده است. از
جمله مشکلات شرکت های گروه دوم عدم وجود اعتبار کافی برای خرید قطعات مورد نیاز
بعلاوه ی مشکل در گشایش LC را می توان ذکر کرد.
اما در مورد شرکت های گروه 3 باید گفت که این شرکت ها مشکلات فراوانی
برای تولید دارند. شاید بهترین راه حل این مساله خرید سهام این شرکت ها توسط دولت
باشد. در این زمینه باید به تجربه ی موفق خرید 72.5٪ سهام شرکت GM (جنرال موتورز) توسط
دولتهای آمریکا و کانادا اشاره کرد. ضمن اینکه سهام این شرکت بعد از 16 ماه در
بورس عرضه شد که عرضه ی سهام آن بسیار موفق بود. بنابراین در مورد این شرکت توصیه
می شود که دولت سهام آن را بخرد و تولید خودرو شروع شده و پس از احیای شرکت و
رساندن آن به مرحله ی قابل قبول ؛ مجددا سهام آن در بورس عرضه شود.
در نهایت مساله ی چگونگی مشارکت شرکتها در طرح نوسازی مطرح است.در این
رابطه با این راه حل عمل می کنیم که تعداد خودروهای فرسوده را بر تعداد شرکت ها
تقسیم کنیم و رقم بدست آمده میزان مشارکت هر خودروساز باشد. اگر تاپکو و بن رو را
2 شرکت و مجموعه ی خودروسازی کرمان را 3 شرکت حساب کنیم آن گاه با 1.3 میلیون
خودروی فرسوده سهم هر شرکت حدود 118000 خودرو می شود.
در این مورد چند مطلب اضافه می کنم:
اول اینکه اگر سن فرسوده ها از 25 سال به 20 سال برسد آن گاه باید تا مدل
1369 شمسی و 1990 میلادی تعویض شود. در این حالت حجم کار خودرو سازان بیشتر میشود.
دوم اینکه اگر شرط فعال بودن خودرو را حذف کنیم، تعداد بیشتری به این
مجموعه اضافه خواهند شد. در مورد شرط روشن بودن موتور باید به یک مطلب مهم اشاره
شود. فردی در ستون تماس های مردم با روزنامه ی ایران گفته بود که خودرویش را برای
تعویض به شرکتی سپرده بود و این مجموعه بواسطه ی کلاه برداری بودن تعطیل می شود.
این شخص بعد از یکسال ماشین فرسوده ی خود را در حالی تحویل می گیرد که بواسطه ی
ترکیدگی رادیاتور و سایر اشکالات وارد شده ؛ موتور خودرو روشن نمی شود و در نتیجه
بواسطه ی این شرایط نمی تواند در طرح شرکت کند و خودروی فرسوده اش را تعویض کند.
بنابراین برای شرکت این افراد در طرح پیشنهاد می شود این شرط حذف شود.
سوم اینکه همچنین ممکن است که افرادی خودروهای قبل از مدل 54 را داشته
باشند که پیشنهاد می شود شرط حداکثر سن 35 سال (مدل های54 به بعد) هم حذف شود.
چهارم اینکه سایر شروط دیگر که باعث کاهش تقاضا و کاهش افراد مراجعه
کننده به طرح می شود ؛ هم حذف شود. به عنوان مثال شرط تعویض سواری با سواری یا
وانت با وانت را می توان نام برد. بنابراین پیشنهاد می شود متقاضیان هر خودرویی را
برای تعویض بیاورند و هر خودرویی را که خواستند تحویل بگیرند.
پنجم اینکه میزان وام خودرو حداقل 2 میلیون تومان افزایش یابد و وام 10
میلیونی حداقل به 12 میلیون برسد.
ششم اینکه پیشنهاد می شود خودروسازان خصوصی هم مثل ایران خودرو کاهش
قیمتی را برای محصولاتشان در نظر بگیرند.
هفتم اینکه دولت هم برای تشویق خودرو سازان بخش خصوصی تخفیفاتی متناسب با
عملکرد آنها و همراهی با طرح در نظر بگیرد.
در نهایت اینکه با توجه به 7 نکته ی بالا سهم هر شرکت خودرو سازی در طرح
150 هزار دستگاه برآورد میشود.
در پایان امید است با اجرای این طرح شاهد اشتغال زایی و کاهش خودروهای
فرسوده باشیم.
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 18 بهمن 1389 | توسط:
رضا روحی فر | طبقه بندی:
اقتصاد خودرو،
اقتصاد توسعه، |
نظرات()